به گزارش«
سراج24» آیتالله روح الله قرهی، مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در تازهترین جلسه اخلاق خود به ادامه مبحث «یهود شناسی و علت انحراف امت» پرداخت که مشروح آن در ادامه میآید:
*پیامبر(ص) هیچ اختیاری در هدایت بشر ندارند!
عرض کردیم انبیاء عظام مأمور برای تبیین هدایت هستند و تا هدایت تعیین و تبیین نشود، هیچ گاه ذوالجلال و الاکرام تکلیف را از کسی نمیخواهد.
پس حضرت حقّ، هادیان الهی را فرستاد و هدایت را انجام دادند، منتها علّت اینکه بعضی هدایت نمیشوند و بیان میشود: هادیان الهی به صورت ظاهر، نه حقیقی، موفّق نشدند، چیست؟
اوّلاً آنها موفّقند، دلیلش هم این است که آنها باید بشیر و نذیر باشند و هدایت به معنی این که دست کسی را بگیرند و او را به اجبار ببرند، نیست.
پیامبر(ص) یک روایتی دارند که خیلی عجیب است. اگر در این روایت تأمّل کنیم، جواب خیلی از آن سؤالاتی را که مدّنظر داریم، میگیریم. پیامبر، حضرت محمّد مصطفی(ص) فرمودند: «بُعِثتُ داعِیا و مُبَلِّغا و لَیسَ إلَیَّ مِن الهُدى شَیءٌ و خُلِقَ إبلیسُ مُزَیِّنا و لَیسَ إلَیهِ مِن الضَّلالَةِ شَیءٌ» من مبعوث شدم، برای دعوت رساندن - که همه انبیاء همین طور است - یعنی پیام حضرت حقّ را به شما برسانم و در کار هدایت هیچ اختیاری ندارم.
پس حضرت نمیتواند کسی را هدایت کند! یعنی چه؟! تا به حال عرض میکردیم: هادیان الهی میآیند تا مردم را هدایت کنند و خود قرآن هم میفرماید: «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» .
همانطور که گفتیم: پروردگار عالم قبل از تبیین هدایت، از کسی تکلیف نمیخواهد؛ مگر اینکه برای کسی هدایت را تشریح کنند. اتّفاقاً معنی تشریح هدایت همین کار انبیاء است که دعوت کنند و به تعبیر عامیانه بگویند: ببینید این راه است و این چاه است.
پس تبیین هدایت مِن ناحیه النبی و مِن ناحیه المعصوم همین است که بگویند این راه و این چاه است و آنها نمیتوانند دست کسی را بگیرند و به سمت هدایت ببرند، نخیر کار انبیاء این نیست. لذا در این روایت، معنای این که من در کار هدایت هیچ اختیاری ندارم، این است.
*وسوسههای شیطانی، برای هر کس به حسب حال خودش!
حضرت در ادامه میفرمایند: «و خُلِقَ إبلیسُ مُزَیِّنا و لَیسَ إلَیهِ مِن الضَّلالَةِ شَیءٌ» و پروردگار عالم ابلیس را هم خلق کرد که شیطان، دنیا و گناه را برای شما جلوه دهد و آراسته کند، بگوید: ببین دنیا چقدر قشنگ است، لذّتش را ببر، حالا کو تا آخرت؟! خودت را میخواهی از این لذائذ دنیا محروم کنی که چه شود؟! حتّی گاهی از راه آیات هم میآید و میگوید: مگر خود قرآن نفرموده: «کُلُوا وَ اشْرَبُوا» ولی از آن طرفش را نمیگوید که فرموده: «وَ لا تُسْرِفُوا». یا میگوید: خود قران هم فرموده: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِه» بگو چه کسی زینت-های دنیا را که خدا برای مردم خارج کرده، حرام کرده؟! پس خود خدا هم میگوید: این زینتها متعلّق به شماست، پس این زهد بازیها و مطالب چرند را رها کن و لذّتش را ببر.
دیشب عرض کردیم که فرمودند: «فِی حَلَالِهَا حِسَابٌ وَ فِی حَرَامِهَا عِقَاب»، پس وقتی در حلالش حساب است؛ یعنی باید خیلی مواظب باشیم و حلال هم باید تا یک اندازهای باشد. چون اولیاء خدا و بزرگان و اعاظم فرمودند: ایستادن در صف محشر و جواب دادن به سؤالات، دردناکتر از عذاب جهنّم است!
پس شیطان این جلوات را برای ما میآورد و حتّی گاهی برای مؤمنین از این راه میآید که بیان میکند: مگر بد است کثرت مال داشته باشی؟! مال داشته باش، دست خیر هم داری و کمک میکنی امّا یک مواقعی میبینی چنین چیزی هم نیست؛ یعنی گرفتار میشوی و بدتر مدام میخواهی «الَّذی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَه» مدام به تو می-گویند: از این مال بگذر امّا گوش شنوایی نخواهد بود، چرا؟ چون دیگر از جمع آوری مال لذّت میبری.
*نه تو أبی بصیری و نه من امام صادق!
یکی از اولیاء و اوتاد الهی بودند که تا یک مواقعی پولی به دستشان میآمد و حتّی زمینهای آنچنانی داشتند، همه را همان لحظه میدادند. یک مرتبه به ایشان گفتم: چرا اینکار را میکنید، خوب اینها را داشته باشید، شاید بعداً از آنها استفاده بیشتری به بقیّه برسانید.
بعد به ماجرای حضرت صادقالقولوالفعل، امام جعفر صادق(ع) و أبیبصیر اشاره کردم و گفتم: أبیبصیر از حضرت سؤال میکند: آقا! چهطور باشیم؟ حضرت به او میگویند: خود